نوشته هایی از بهترین دوستم ...
اگر از من بربایند تو را خواهم مرد
پشت پرچین همین ثانیه ها خواهم مرد
از خدا خواست دلم باز بیایی اما
بی تو امشب لب دریای دعا خواهم مرد
ماه من باز کجایی که من اینجا تنها
زیر آوار غم حادثه ها خواهم مرد
باورم کن که اگر بی تو بمانم روزی
پشت پرچین همین ثانیه ها خواهم مرد
از خدا خواست دلم باز بیایی اما
بی تو امشب لب دریای دعا خواهم مرد
ماه من باز کجایی که من اینجا تنها
زیر آوار غم حادثه ها خواهم مرد
باورم کن که اگر بی تو بمانم روزی
یا جنون خیمه زند بر من و یا خواهم مرد
********************************************
در خوابهایم هرشب طنین سوت قطاری از ایستگاه میگزرد
دنباله ی قطار انگار هیچگاه به پایان نمیرسد
انگار بیش از هزار پنجره دارد
و در تمام پنجره هایش تنها
تویی
که دست تکان میدهی
**********************************************
هـــر چـــه هســـــتي بـــاش
امـــــا كــــاش...
نـــــه،
جــــزاينــــم، آرزويم نيست:
هـــــرچه هستي باش،
امــــــا بـــــاش
+ نوشته شده در شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 21:26 توسط محسن
|