گدایی کردم عشقت رو نمیدونی..
آهای نقاشه مغروری دلم گیره
صدام شکل جوونک هاست ولی پیره
با اون رنگات کشیدی دنیات آرومه
کشیدی خوشحالی از رنگات معلومه
شاید فهمیده باشی که من پشیمونم
نکش طرح جدایی رو نمیتونم
بکش طرح گدا از من نمیتونی
گدایی کردم عشقت رو نمیدونی نمیدونی
تو چشم تو شاید بی ارزشم شاید
ولی باید برم دیگه برم باید
گدا بودن ز چشم تو شده بی جا
رفتن دیگه اجباری اینجا
باید عادت کنم بی تو به هر سختی
خدارو شکر بدونه من تو خوشبختی
باتو زیبا میشد شاید صدای من
تو شادی کن همین بسه برای من...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 23:45 توسط محسن
|