واقعا کاشکی ...
کاشکی ...
کاشکی یکی بود از دلم خبر داشت
کوه غمو از رو دوشم بر میداشت
کاشکی یکی بود روی دل تنگیام
با عشقه خوبش کمی مرحم میذاشت
هیچکی به فکر منو این دلم نیست
هیچکی به فکر حله مشکلم نیست
کاشکی یکی بود که بخاطر من
بخاطر من یه قدم بر میداشت
درد دلامو پبشه کی بخونم
به انتظارش چشم بدر بمونم
تا که یروزی واسه همیشه
غصه هارو از تو دلم برونم
آهای خدای مهربون
آی خالق هفت آسمون
بیا دله شکستمو به آرزو هاش برسون
تا به اومید تو دلم نشه دوباره نصف جون
روزای تاریکه منو به روشنی ها بکشون
خسته شده دلم از این زمونه
کسی که نیست قدر منو بدونه
کسی که نیست تا واسه ی همیشه
بیادو با منو دلم بمونه...
+ نوشته شده در جمعه ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 21:18 توسط محسن
|